{ من عجیب تر از از خودم ندیدم}
نکته ۴۹
فخر رازی در سفری بود.
بعد که برگشت به او گفتند: در این سفری که بودی از عجایبی که
دیدی برای ما نقل کن گفت:
{ من عجیب تر از از خودم ندیدم}
خواننده عزیز و سرور گرامی حقیر در هر شی که می نگرم هیچ
موجودی به اندازه خودمن عجیب و غریب نیست!
بیاییم صادقانه و خالصانه فقط برای یک بار که شده در خود بیندیشیم که
این مقدار گوشت و پوست و استخوان کیست که به این صورت در آمده!!
عزیزان از شما تمنا دارم از خود بپرسید من از کجا آمدم چی بودم چه شدم؟!!
اگر با آن دید عالی که منور به نور الهی است در خود بیندیشیم میبینیم که نطفه ایی
بیش نبودیم ببینیم به کجا رسیده اییم که هم میبینیم هم می خوابیم
و می خوریم و عجیب تر از همه رشد داریم!!!
در الهی نامه این حقیر عاصی این طور به قلم آمده :
الهی چه بودم چه شدم!؟
الهی نطفه بودم نقطه شدم!
الهی نطفه بجایی رسید که می بیند میخورد میخوابد!!