گر نام خيزد از ميان من كيستم من كيستم
لفظ حسن شد نام من از گفت باب و مام من گر نام خيزد از ميان من كيستم من كيستم
اسما معرف اشخاص اند و تا اسمي بر شخصي برده نشود آن شخص در عالم ناشناخته مي ماند!
اسمي كه بر انسان نهاده اند از آن لحاظ است كه او را با ديگر اشخاص و افراد تميز دهند حال اگر اسمي چون حامد را از من نوعي بر دارند براي من چه اسمي باقي مي ماند!
آيا اين اسم از وجود من است؟!
آيا اسم بخشي از وجود من است؟!
آيا حامد يعني كسي كه حمد بسيار بجا مي آورد به تمام معنا من هستم؟!
وشبانه روز بخود مي گوييم اين مال من است آن مال من است اين من من گفتن يعني براي همين لفظ حامد!
گر همان وقت از آن كس كه مي گويد من حامدم بپرسي اين اسمي كه ميگويي حامدم را در خود براي نشان بده آيا نشان خواهد داد!
باز مي گويد مگر نمي بيني من حامدم بخود اشاره مي نمايد و مي گويد مگر نمي بيني!
درست مي فرمايد اما برادر من به هرجايي كه اشاره كنيد آن جا و مكان اسمي بخصوص دارد!
آن گوش آن چشم آن صورت آن مو و ووو
پس نتيجه مي گيريم ما را حقيتي است بي اسم و رسم! بي رنگ و بيحد .
