تبليغاتX
كيستم !؟

كيستم !؟

معرفت النفس خود شناسي

نکاتی که زوجین باید انجام دهند!

نکته ۴۶

 

در آداب زناشویی  

زوج های ما باید این نکته را متوجه باشند اللخصوص مرد٬ اینکه انسان

 برای بقا و حفظ نوع خودش باید ازدواج و از ازدواج ثمری بیابد حال ساختن فرزند

 چه دختر و چه پسر بودن کاری بس سهل و آسان برای هردو جنس خانه است!

اما عزیزان با چه نیتی و چه اراده ایی بخواهی به همسر خود نزدیک و یا

 از وی بهره ببری کاری بس سخت و همراه با مشقت روحی است!

زوجین باید این نکات را در قبل از آن عمل مقدس مراعت نمایند تا نتیجه ایی

 که بر اساس این مراقبت ظهور کند٬ فرزندی صالح چه در موطن جسم و چه

 در روح و در مراتب روحانیت طاهر باشد!

 

نکات از این قرار است:

 

۱- زوجین قبل از این عمل هردو دارای طهارت ظاهر باشند {وضو داشته باشند}

۲- زوجین فقط و فقط از یکدیگر لذت ببرند نه از حرف و گفته های دیگران در حین

 انجام این عمل از کسی و یا شخصی برای لذت خود حرفی بمیان نیاورند!

چون آنچه مهم است و صورت ظاهریه و باطنیه آن فرزند را می سازد عشق و 

میل کلی پدر و مادر است نه میلی که از آن طرف پرده باشد و جلوه گر شود! 

چون پدر و مادر از میل زیبا و عشق بخود به روان فرزند خود میدمند نه

 از وسوسه و تحریک لذائذ اجسام دیگران! فافهم

۳- عزیزان آنچه در میان متاهلین ما مطرح است این است که آداب زناشویی را

فقط در موقعی که نیت انعقاد نطفه دارند انجام میدهند و بس!

یعنی زوجی هست که هنوز علاقه مند نیست باردار گردد اما علاقه دارد میل جنسی

خود را آرام نگهدارد چون نیت او از نزدیکی آرام نگهداشتن نفس خود است لذا

قالبا زوجین در این هنگام آداب زناشویی را رعایت نمیکنند!

 

عزیزان بنظر این حقیر زوجین چه در حین نزدیکی فرزند بخواهند یا نخواهند

باید آداب زناشویی را در حد خود مراعات نمایند.

 تا اولا هم نفس ادب به تعالیم نبوی و هم اگر در حین این عمل

زن ناخواسته باردار گشت هیچ گونه خلل جسمانی و روحانی در روان آن

فرزند متولد گشته پدید نیاید! فافهم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/25ساعت 7:21  توسط  مجیر  | 

الهی٬ حامد را با حامد محشور کن!

نکته ۴۵

 

 دوستان این الهی الهی ها از دفتر الهی نامه این حقیر میباشد

 باشد که خدا یاری نماید بر دل نشیند!

 

 الهی٬ نگاه

به نامحرم نامحرمت میکند!!

 الهی٬ ناظری و

اینقدر بی ادبیم گر غایب بودی چه می شود!

 الهی٬ از رحمم٬

در رحمم ٬ بسوی رحمی خواهم رفت!

 الهی٬ بگو کیستم

تا بگویم کیستی!

 الهی ٬نه تو را دارم

 نه خود را!

 الهی٬ آب ٬غذا٬ میوه٬ حیوان همه و همه آدم می شوند

 فوا اسفا از من که نمیدانم چه میشوم!!

 الهی٬ حامد را با حامد

 محشور کن!!

 الهی٬شب حامد

 به اندازه اوست!

 الهی ٬حامد بفکر خور است؛

 کی بفکر خود است!!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/20ساعت 23:40  توسط  مجیر  | 

چه شد ما را که خوردیم هر غذایی!؟

نکته۴۴

 

حس چشایی در تمام انسانها و حیوانات جاری است بقای جسم و سلامتی آن بستگی به خوب چشیدن فرد یا آن موجود زنده دارد!

هر انسانی اگر غذای شور و تلخ بخورد بلافاصله می گوید این غذا شور و یا تلخ است این حس چشایی در تمام افراد جامعه سریان و جریان دارد.

اگر عارف و یا کافر و فرد عامی از غذای شور بخورد می گوید این شور است!!

 انسانی را از آن سر دنیا هم بیاوریم و از این غذا هم بخورد باز هم می گوید این غذا شور و یا تلخ است! این قوه را خدای عالم در تمام بشر بصورت رایگان در نهاد بشر گذاشت تا بتوانند با این قوه هر غذایی را نخورند و نیاشامند!!

خدای عالم که احسن الخالقین و مصور هستی است همین قوه را هم

در نهاد یزید و هم در نهاد حسین  {علیه السلام} گذاشت!

باز همان خدا اجازه نداد که در دهان حسین غذای شور و تلخ وارد گردد چه آن که در دهان یزید هم اجازه نداد که غذای شور وارد گردد!!

هر چند که یزیذ قاتل امام حسین {علیه السلام} است اما خدای عالم بر اساس رحمت و خالقیتش اجازه نداد که در نظام احسن جسمانی هیچ کافر ٬ مشرک٬ و قاتلی ٬ نقصی رخ دهد!

اگر مومنی و در مقابلش شخصی کافر بمانند یزید و مشرکین از این غذای شور و تلخ بخورند باز هم همه با یک زبان می گویند این غذا شور است!!

کمال و کفر یک شخص هیچ ربطی با منع تشخیص جسمانی وی ندارد!!

 

اما عزیزان اصل مطلب :

 

غذای جسمانی قوه جسمانی خواهد تا تشخیص شوری و تلخی غذا دهد این قوه چشایی را خدای عالم در همه نهاد!

اما عزیزان غذای روحانی که سازنده روح است تشخیص و مزه کردن آن بسیار سخت است!

در خوردن غذای جسمانی قوه چشایی به میان می آید و نمی گذارد که جسم و تن

 حسین ٬ شمر ٬ یزید و مسلمان از این غذا بخورند و سریعا اعلام می دارد که از این آب و غذا نخور این فاسد و یا شور و تلخ است موجب می شود تو را مسموم و بیمار گرداند!!

باز چون جسم شاگرد این قوه چشایی است می گوید  چشم نمی خورم!!! فافهم

و زود دست از غذا میکشد.

 اما خوانده عزیز و محترم چه کنیم با غذایی که سازنده روح و روان ما است!!؟

اگر قوه ای در غذای جسمانی بود و ما را کمک نمود تا هر غذایی را نخوریم آیا قوه ایی دیگر در ما وجود دارد که بگوید که هر حرف و کتاب و فیلمی را نگاه نکن!!؟

تشخیص این غذا دیگر کار قوه جسمانی نیست و نخواهد بود چون اگر بود همه هدایت می شدند!!

طبق روایات اسلامی و قرآن ما غیبت یعنی خوردن گوشت برادر خود!!

ما این روایت را شنیده و باز هم غیبت میکنیم!!

چه شد آن قوه ایی که بگوید : غیبت نکن بد بو میشوید!!

گناه نکن دور میشوید!!

گناه نکن کور میشوید!!

اگر غذای جسمانی که بهترین غذا باشد برای ما بیاورند که مقداری و اصلا شور شور باشد آیا ما آن غذای لذیذ را خواهیم خورد!!؟

خدا را شاهد می گیریم اگر در نهایت لذت باشد باز ما آن غذای شور و تلخ را نخواهیم خورد!!!

چون نه تنها جسم با تلخی و شوری سازگاری ندارد بلکه روح و نفس ناطقه انسانی هم با تلخی و شوری سازگاری ندارد!!{شوری مصائب و گرفتاریها}

پس چرا همان غذا ی لذیذ را نه حسین و نه شمر و یزید نمی خورند اما غذایی که بوی گناه و ظلمت بدهد حسین نمی خورد اما شمر و اولادش با میل نوش جان میکنند!!

مومنین در خود قوه و حسی ساخته اند که تشخیص میدهد که این حرف بوی گناه دارد گوش نکن

این مجلس غیبت دارد ننشین این دوستان مریضند زود خارج شو و این جور الهامات و در خواست ها!

حال درمی یابیم که در ما دوحس و دو قوه وجود دارد :

یکی همین حس چشایی که خدا در ما نهاد و ما در ساخت وی هیچ گونه دخالتی نداریم

و دومین اینکه:

قوه ایی باید خودمان در نهاد خودمان پرورش دهیم که تشخیص دهد که این غذای روحانی را بخور و آن کتاب و گفته هایی که بوی شیطان و نفسانیات را می دهد نخور !

چه آنکه در جسم حرف قوه چشایی را گوش می دهیم و از غذای شور نمی خوریم باید در

الهامات روحانی هم باید حرف آن قوه الهی را هم بدهیم که هر حرفی را نشنویم تا سالم بمانیم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/17ساعت 22:52  توسط  مجیر  | 

در مصائب کربلا هم اشک لازم هم عقل!!

نکته ۴۳

 

الهی٬ چه خوب بود در ایام محرم و بخصوص دهه اول آن جامعه ما

در کنار نشر مصائب و سینه زنی و معرفی مداحان٬

 اصحاب سید الشهدا و اسرار کربلا را به ما معرفی می نمودند!!

 

نه بگویم مداحی و سینه زنی خوب نیست! عزیزان آن گویم که سالیان سال

 است که با سوز و اشک و مصائب آنان قوه خیال ما را غذا می دهند و

 این غذا باعث سوز و حال و اشک می شود !!

و ما را با حقیقت کربلا و اصحابش آشنا نکرده اند!!!

عقل انسانی چون بر اساس نیازش غذای می خواهد و این غذا باید از جنس

خودش باشد تنها گذاشته و او را از مفاهیم و اسرار کربلا مهجور نموده اند!!

و سالیان سال است که ما را غذای اشک می دهند نه غذای عقل!

مداحان و خطاب اگر ببینند که ما بیشتر سوز و اشک داریم در پی این میشوند

 که اشک ما را دربیاورند نه عقل ما را بیاورند و او را وادار به تفکر نمایند!

و سالیانی است که ما بیشتر مداحان را می شناسیم نه اصحاب سید الشهدا!!

نمی دانیم که این اصحاب از چه طایفه چه دینی و کجایی بودند!!

مراتب علمی آنان را نمی شناسیم!!

هر وقت از عباس یاد می شود بلافاصله دست و پایش و آن مشکش برای ما جلوه پیدا میکند!!

هر وقت از مسلم یاد می شود غریبیش در کوفه جلوه پیدا میکند و بس!!

از حر هم همچنین یاد توبه اش می افتیم!

نمی دانیم آیا حر اهل نماز و اهل علم بوده یا خیر!!؟

چطور حر توبه نمود!؟

وووو هزاران سوال دیگر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/11ساعت 7:10  توسط  مجیر  |