تبليغاتX
كيستم !؟

كيستم !؟

معرفت النفس خود شناسي

کربلا یعنی : ما رایت الا جمیلا

نکته ۴۲

 

در کتاب روح مجرد اثر علامه حسینی تهرانی آمده است که :

{دیدم استاد ارجمندم جناب سید هاشم حداد در کربلا گریه های بسیاری دارد

 اما گریه او از شکایت احوال و پیشامد و مصائب آنان نبود !!!

گریه او از این بود که این امام در کربلا ذوب در خدا شده بود و هیچ چیز را نمی دید

مگر خدا! او گریه می کرد که این امام چگونه واصل به خالقش شده بود و لذت

می برد گریه او گریه شوق و مراتب ذوق او بود برای آن امام!!}

 

سید هاشم حداد در سیره نگاه به کربلا سیره  { ما رایت الا جمیلا}  را استاد خویش نموده بود!

و با این نگاه برای امامش گریه نموده بود عزیزان خدا ما را به این مقام برساند

که همچنان که برای مصائب امام خویش و اصحابش ناله سر میدهیم برای آن

مقامش هم غبطه و اشک شوق بریزیم ببینیم چطور آن امام در خدایش

 مجذوب شده بود که نه شمشیر نه نیزه نه خنجر در روح او اثر می گذارد!!!

فقط تنها ناله ی او العتش بود و بس نه حرفی از جرح زده بود و نه حرفی از درد!!

چه آنکه در اصحابش هم چنین بود که که از جسم خود گذشته بودند و

 دائما به امام خویش می گفتند اگر هزار بار مرا زنده و بمیرانند باز هم با تو هستیم!! فافهم

در پست قبیلی گفتم چرا ما سینه می زنیم و گریه می کنیم ؟!

برای این است که سینه زدن ما هم از عشق به او  نشات گرفته

 و می گیرد که این همه سوز و آه داریم و تا این سوز و آه است

 هرروز ما عاشورا و هر زمین ما کربلا است!!

 

الهی حر در یک عاشورا آدم شود چه کند

حامد که هر روز او کربلا و عاشورا است اما

 هنوز آدم نشده است{کل یوم عاشورا کل ارض کربلا}

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/28ساعت 18:0  توسط  مجیر  | 

چرا سینه زنی و برای کی!؟

 

نکته ۴۱

 

در مراسم سینه زنی امام حسین {علیه السلام}گروهی دیدم

 که مشغول سینه زنی و مرثیه خوانی هستند!

برای چه و برای کی؟!

دیدم که گریه میکنند بر سر و سینه میزنند!!

برای چه و برای کی؟ 

دیدم مداح می خواند آنطور که در واقعه کربلا بوده و همه آن صحنه ها را دیده!! 

برای چه و برای کی؟!

زنان هم در بالای آن مکان در حین گوش دادن به مطالب و مراسم گریه می کردند!!

برای چه و برای کی؟!

دیدم و خوب دیدم که چرا این ها این طور سینه زنی میکنند!!

و دائما خود را برای آن امام ملک و ملکوت محزون میکنند!؟

برای چه و برای کی؟!

عزیزان این چه حبی است و از چه طریق بعد از ۱۴۰۰ سال به درون ما

 راه یافته که هم اکنون آن حب در اینجا ظهور کرده و موجب

 گشته ما سینه زنی٬ زنجیر زنی و مرثیه خوانی نماییم!!؟

 

منتظر ادامه مطالب باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/27ساعت 7:38  توسط  مجیر  | 

مو در بینی رشد می کند بر بینی رشد نمی کند!!!

نکته40

 

و ادامه شگفتی رویش مو در جسم انسان.

به مژه اگر توجه نموده اید دو موی آن هم با یکدیگر فرق بسیار دارد موی بالایی بیشتر و موی

پایینی کمتر! آن مو چون بیشتر است بر موی کمتر تطابق پیدا میکند و روی هم قفل و بند می شود

که خود این عمل موجب حفظ و حصاری برای چشم می گردد. سبحان الله

 

حال توجه به مویی نماییم که سطح بدن بدان پوشیده است:

 

حال عزیزان این حیرت اندر حیرت را ببینیم که یک جسم است یک غذا و

یک آب می نوشد و می خورد اما موی سر او ٬ مژه٬ صورت ابروان هر یک رشد

به اقتضا و طبیعت خود دارند!اما بر پاها و دستها و دیگر جاهایی که

نام نبردیم پوششی از مو است که آن هم موجب افزایش تفکر است بر

دستان رویش مویی است که خود این هم بر اساس اندازه و مقیاسی است!

رشدش نه زیاد نه کم است اگر زیاد باشد موجب آزار و اذیت انسان می گردد!

و اگر کم باشد از زیبایی جسم می کاهد و عوارضی هم بدنبال دارد!

بعد موهایی که بر جسم هستند هیچ گونه مزاحمتی برای انسان ایجاد نمی کند یعنی مو در محلی رش نمی کند که این رشد باعث گرفتاری انسان گردد مو در کف دست هیچ گاه رشد نمی کند!

مو در چشم هیچ گاه رشد نمی کند!

مو در زیر پا هیچ گاه رشد نمی کند!

مو در زیر ناخن ها هیچ گاه رشد نمی کند!

مو در بینی رشد می کند بر بینی رشد نمی کند!!!

مو در بالای لب رشد می کند اما بر لب رشد نمی کند!

باز در همان نهانی جسم نگاهی فرماییم می بینیم در زیر بغل و

قسمت تحتانی زیر شکم مویی در رشد است رشدش نسبت به

موی دست و اطراف آن موضع بیشتر است!

عزیزان چه کسی این همه نظم را نظم داده است؟!

پس خوب بیندیشیم که جسم ما شبانه روز در تحت و سیطره

حقیقتی است که او ما را پرورش و مظهر اسامی آن خالق هستی هستیم .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/23ساعت 23:12  توسط  مجیر  | 

مو و مراتب آن در جسم!

نکته 39

 

با نگاهی عمیق و دقیق در جسم و صورت انسان مشاهده می نماییم که

در زمین جسم انسان انواع مو در رویش است و هر مویی یک نوع رشد خود را دارد!

موی سر رشدش زیاد موی ابرو نسبت به آن کم و موی ابرو نسبت به موی مژه بیشتر !!

و موی صورت نسبت موی سر بیشتر و بیشتر!!

و اما در زنان موی صورت رشد زیادی ندارد!ولی موی ابروی آنان نسبت به مردان زیاد است.

داشتن ابرو برای زن باعث حجابی برای صورتش می شود چه اگر آن را آرایش و

 اصلاح نماید زیبایی بر صورت آنان مینشیند و در مردان عکس آن!

جسم انسان شباهت هایی با این زمین خاکی دارد در زمین بوته ها و درختانی

بمانند موی جسم انسان در رشد هستند چه آنکه آن آب می خورد و این هم

 آب {البته از راهایی رگ } و این رشد دارد و آن هم رشد.

 اما تنها فرقی که میان این دو است و همین فرق موجب گشته سپاس و

حمد خدای عالم را بجا آوریم این است که در روی زمین خاکی اگر بوته و سبزه ای

رشد کند کم کم بدنه و نهال آن بزرگ می شود و هر چه که بزرگتر گردد آن نهال

 تبدیل به چوب و درخت و خشک میشود!

اما در جسم انسان مو وقتی که بزرگتر میگردد رشد می کند اما رشدش باعث

نمی گردد که موجب آزار و اذیت و خراش دیگران گردد!!

هر چه آن مو رشد کند سر آن مو خم و خمتر می گرددو اصلا آزاری

 به بدن و دیگران نمی رساند! فافهم

منتظر ادامه مطلب باشید

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/22ساعت 0:10  توسط  مجیر  | 

هر روز عاشورا و تمام زمین کربلا است یعنی چه!!؟

نکته ۳۸

 

کل یوم عاشورا کل ارض کربلا

هر روز عاشورا و تمام زمین کربلا است یعنی چه!!؟

یعنی زمینی که ما الان در حال حاظر بر آن هستیم کربلا است!؟

و روز و ایامی که بر ما می گذرد هر لحظه اش عاشورا است!!؟

این چه عاشورا و چه کربلایست که نه حسین را در آن مشاهده و نه اصحاب و نه دشمنان آن!؟

ما هم بر این اعتقادیم که از دهان امام معصوم کلام و روایتی خلاف نظام عالم

 بیرون نمیایدو نمی گوید. پس ما این روایت را چطور حل نمایم؟!

یعنی تمام زمین های جهان کربلا است!؟ حتی زمین های کشورهای دشمن { آمریکا٬ اسرائیل ووو}

چون در روایت فوق { کل } آمده این بمعنی جمع است و هیج مکانی از وی خالی نمی ماند!

 

و حال آنکه عزیزان:

 

هر عصری یزیدی و حسینی دارد که این دو با هم در نزاع هستند!

حسین در پی اصلاح یزید و یزید درپی قتل امامش.

جهل هر کس شمر اوست و عقل هرکس حسین اوست

 چه آنکه این در طلب سربریدن روح و اخلاق خوب ماست و

حسین در طلب اصلاح شمر جهل ماست چون این دو  هر روز با هم

 در نزاع اند از این روست که هر روز ما کربلا و هر روز ما عاشورا است!!فافهم

یزید تا به امامش گوش و تابع او نباشد هرگز به کمالش نمی رسد!

چه اینکه جهل ما هم اگرپیرو امام عقلش نباشد منحرف و  زمینه کربلا را فراهم میسازد!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/18ساعت 23:1  توسط  مجیر  | 

اینترنت اقیانوس خوب و بد!

نکته ۳۷

 

 اینترنت اقیانوسی است ازانواع موجودات دریایی در دریا ازهر شکلی که بخواهیم موجوداتی را می بینیم!

در دریا هم خوراک و غذای حلال گوشت هست و هم حرام گوشت!

انسان اگر در دریا باشد می تواند با بیشتر موجودات دریایی بجنگد و از خود دفاع کند اما دیگر نمی تواند با دست خالی با موجودی بنام کوسه بجنگد!

چه این انسان سلاحی خواهد به اندازه قدرت آن کوسه{وسلاحه البکا} که قدرتش را زایل و او را شکست دهد. بعضی از حیوانات در نهایت زیباییند و ضرری بحال انسان ندارند!

و اما عزیزان غرض از این مطالب:

اینترنت بمثل این اقیانوس و موجودات در آن است چه اگر پایش در آن بیفتد یا موجوداتی آن را می خورند یا او موجوداتی را می خورد و رشد می کند!! فافهم

نمی گویم اینترنت دارای موجوداتی است که نفس حیوانی را هم می دمد و هم رشد میدهد می توان از آن هم نهایت استفاده را هم نمود! ولی نکته ایی که مهم است این است که مواضب باشیم اگر در دریا بطرف یک عروس دریایی رفتیم کوسه دریایی ما را شکار خود نکند!!

جوان مثلا دنبال یک عکس از طبیعت می گردد خوب لازمه گردش عکس دیدن و رفتن در سایتهای :

گوگل٬ یاهو٬ ووو امکان دارد در همان صفحه اول نام درختی را ذکر نماید اما گوگل برای او بسیاری از عکسها تقدیم او میکند امکان دارد در یکی از آن عکسها  عکسی از شخصی باشد که موجب بیداری نفس گردد! و اگر جوان در ان لحظه ایمان کافی نداشته باشدآن عکس که همان کوسه دریایی!!

است آن را بخود جزب و شکار آن می شود!

ودر صورتی که آن کوسه نمی تواند انسان را شکست دهد یک سلاح می خواهد و آن سلاح ایمان و آه درونی است که میتواند این صد را از راه بر دارد!

پس عزیزان با توکل بخدا این نکات را رعایت کنیم:

تا نیازی به اینترنت نداریم وصل نشویم!

همان مطلب که میخواهیم سرچ کنیم و نه مطالبی دیگر!!

بعد از اینکه آن مطلب بخصوص را پیدا کردیم زود از اینترنت خارج شویم!

چه آنکه نفس انسان خود علاقه دارد این در و آن در بزند و از همه چیز سر در بیاورد!

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/15ساعت 21:28  توسط  مجیر  | 

یکی ابن سینا و یکی ابن زیاد!

 

نکته۳۶

خداوند تبارک و تعالی دارای دو کتاب است. یکی کتاب تدوین و دیگری کتاب تکوین ٬ قرآن کریم کتاب تدوین حق است و نظام عالم هستی تکوین حق و انسان چون موجود اشرف است خود را بایستی با این دو کتاب تطبیق دهد تا او هم بکمال خویش نائل آید.

چرا در کشور اسلامی ما و دیگر کشورها نوزادانی که بدنیا می آیند ناقص الخلقه اند؟!

چرا در عالم یکی عاقبت بخیر و دیگری جهنمی ٬ یکی ابن سینا و دیگری ابن زیاد میگردد!؟

حضرت سید الشهدا {علیه السلام} از مادری متولد گشته که دارای رحمی است و یزید هم از مادری متولد گشته که او هم دارای رحمی است همان غذایی که مادر حسین {علیه السلام} خورده همان غذا هم مادر یزید!! چه دخل و تصرفی در این میان است که این طور صورت گری میکند!؟

پس در واقع چیزی که حسین را حسین و یزید را یزید نموده عمل نمودن و عمل ننمودن به دستورات الهی است. آیا خداوندی که دارای چنین کتابی است آیا ممکن است نوزادی خلق کند که ناقص باشد؟!

آیا لازمه عدلش این است که که او باید کسانی را خلق کند که ناقص و دارای چهره هایی که در خور یک موجود نیست باشد!؟

در مقام خدای عالم نیست که که در مواردی خلقت او خوب و در مواردی ناقص خلق کند٬ و حال در کتاب خود خویش را به احسن الخالقین معرفی نموده است!فافهم

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/14ساعت 22:25  توسط  مجیر  | 

آیا کودکی می گوید من زن میخواهم!

نکته ۳۵

تبارک الله احسن الخالقین

 

انسان گرسنه شبانه روزجویای آب و نان میباشد صبح که از خواب بیدار می گردد صبحانه می خواهد ظهر که می شود نهار و عصرانه و شب شام میخواهد!

آب می خواهد میوه٬ تنقلات! مرکبات و انواع ماکولات دیگر هرگز از غذا خسته نمی شود!

ودائما تمنای مشروبات و ماکولات می کند!

این قوه را خدای عالم در بشر نهاد که با این تمنا جسم خویش را بسازد و کمال یابد.

 باز همان خدا قوه ایی دیگر در درون بشر نهاد بنام قوه ش ه و... و میل به جنس مخالف که این قوه هم دوست دارد در کنار جنس مخالفش باشد و طبق قوانین الهیه به وی نزدیک و از او لذت ببرد!

اما آن کسی که این دو قوه را خلق نمود در هردو به اندازه نیازشان تمنا هم قرار داد!

اگر قوه ش ه و ... به مانند قوه غاذیه شبانه روز از ما طلب غذا میکرد بنظر شما چه میشود!!؟

یعنی میل داشت صبح پیش همجنس اش ٬ شب ٬عصر و در اوقات فراقت در مهمانی ها و ووو باشد و از او لذت ببرد چه میشود!؟

 با خالقیت خدای عالم سازگار نیست که نفس آدمی این طور باشد.

آن کسی که در بشر قوه هایی طراحی کرد همان کس هم به اندازه آن

قوه هم غذا و تمنایی میدهد نه بیشتر و نه کمتر!فافهم

این نکته را هم بخوانید:

خدای عالم حس و قوه غذا نان و آب خواستند را در تمامی موجودات نهاد چه آن نوزاد و چه آن کودک و چه آن جوان و پیر هرکسی به طبعش می گوید آب می خواهم و آبش میدهند!

اما آیا کودک می گوید من زن میخواهم!

آیا نوجوان میگوید من جنس مخالف می خواهم !

هرسنی طلب خاص خود را دارد وبس. فافهم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/13ساعت 11:3  توسط  مجیر  | 

رحم دنیا و رحم مادر

نکته ۳۴

انسان در دو رحم خوب ساخته می شود و به عالم باطن انتقال میابد. جنین تا در رحم مادر است از خلق و خوی مادر ارتزاق میکند مادر اگر غیبت کند در کودک تاثیر دارد!

بر مادر سختی هایی زیادی در این ایام میگذرد باید مواظب باشد شی سنگینی را بلند نکند چون موجب سقط و یا ضعفی در جسم آن جنین میگردد!

و چه از نظر روحانی خود پاک و در نهایت طهارت باشد که این نوع طهارت اجزای وجودی این جنین را میسازد.

می بینیم که دو دقولو یا پنج قلو که از یک رحم بوجود آمده شکل آنها٬ رفتار آنها٬ سخن گفتن٬ و صورت آنها با هم فرق می کند! سبحان الله

دو دوقلو که از یک رحم یک مادر و از یک غذا تناول نموده اند با هم از نظر جسمی و روحی فرق بسیار دارند.

این یکی خوش برخورد تر آن یکی اخلاق خوشی ندارد!

این زیبا آن سبزه آن شکل دیگر!فاافهم

نوزادی که بدنیا می آید تمام خلق و خوهایی که از والدین به ارث برده بلقوه و استعداد ندارد در حال این قوه ها را به فعل برساند اما همین نوزاد و قتی که به کمال جسمی خود رسید آن خلق و خوها را که از دوران مادری به ارث برده کم کم عملی میکند! فافهم

نوزاد تا در رحم است و به رحم دنیا پا می گذارد دزد و یا قاتل و چشم چران نیست!

اما همین که در رحم دنیا پا گذاشت کم کم دزد و قاتل٬ چشم چران و یا انسان خوبی میشود.

 پس خوب بیندیشم که رحم این دنیا وسیع تر از رحم مادر می باشد هرچند که رحم مادر بنیانگذار روح آدمیست که در او تمامی کمالات غذای او می گردد !

 

 دوستان در خبر نامه عضو شوید تا از بروز رسانی وبلاگ آگاهی پیدا کنید

 ممنون و سپاس گذار ازحضور شما

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/13ساعت 6:47  توسط  مجیر  | 

سخن و آداب سخن

نکته ۳۳

 

تنها محرمی که میتواند تمام بدن انسان را ببیند همسر شخص است!

حتی پدر و مادری {بخصوص مادر} که در کودکی فرزندش را شستشو و تمیز کرده اند تا حدی میتواند تمام بدن او را ببیند و آن هم تا حدی است که کودک قادر به شستن خود نباشد!

مادری که عمری چه در رحم چه در شیرخوارگی و چه در نوزادی او را پرورش و مظهر اسم شریف {رب} بوده و چه ناخوابیدنی ها که کرده هم حق ندارد بعد از ایامی تمام بدن فرزندش را ببیند!

اما چه شد همین شخص که ازدواج کرد و بعد از مدتی که خطبه عقد خوانده شد به هم محرم اصلی شده و میتوانند تمام بدن همدیگر را ببینند!؟

عزیزان قانون نظام عالم بر این است که شخصی تا چند لحظه پیش نامحرم بودند با چند جمله محرم میشوند! سبحان الله

و وقتی که صیغه محرمیت بر آنان خوانده شد آنچنان آرامشی در درون این زوج پیدا میگردد که همین آرامش تا چند لحظه قبل نبود.

لذا سخن اصلی و لب مطلب:

وگفتیم که شوهر چون میتوان تمام نمای بدن همسر خود را ببیند اما در خلوات خود حق گفتن حرفهایی رکیک بهم ندارند چه آنکه چون انسانی در لذتی است فقط آن لذت را میبیند اما این لذت زناشویی نباید باعث گردد که زبان زبان نفس گردد و هرچه دوست دارد بگوید! فافهم

حتی زوجین حق گفتن سخنانی که در او بوی گناه دارد را ندارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/12ساعت 22:56  توسط  مجیر  | 

وبا میل زن ديگري در خاطرت با زنت جماع نکن!!

نکته ۳۲

در آداب زناشوی{6}

 

آن چرا به نفس نوزاد زیبایی و کمال میدهد بموجب آدابی است که پدر و مادر او در حین نزدیکی انجام میدهند !

 

اوقات نامناسب براي نکاح (يعني جماع) :

 


      آدابي در باب نکاح و جماع در کتاب امالي شيخ صدوق مجلس 84 حديث اول آمده است :

 


      رسول الله صلي الله عليه و آله به علي بن ابيطالب (ع) چنين سفارش کرد و فرمود :

 


{وبا میل زن ديگري در خاطرت با زنت جماع نکن که فرزند مخنث آيد (نه پسر است و نه دختر}

 

 

 


 مرد بايد در جامعه طهارت چشم داشته باشد هر زني را نبيند مواظب باشد در وقتي که به جايي يا مهماني  مي رود آنچنان حواسش باشد که خدايي نکرده چشمش به زن و يا دختري نيفتد!

 


چون حقيقت نفس هر شيي را ببيند همان وقت عکسي از آن شي در زهنش و قوه خيالش متصور مي شود که خود اين صورت آن شکل در متن نفسش باقي مي ماند.

 


و اين صورت اگر زن  زيبايي باشد قوه خيال چون از او عکس برداري نموده دوست دارد هميشه آن صورت زيبا در ذهنش زنده بماند!

 


لذا مرد چون همسر دارد در وقت زناشويي آن صورت متمثل مي شود و مرد چون شبانه روز با آن صورت مانوس بوده است در وقت همبستري آن صورت به صورت کاملا محسوس و مشهودي جلوه پيدا مي کند!

 


براي اين بوده که جناب رسوال الله نهي نموده که با میل زن ديگري با همسرت نياويز!!

 


خواننده عزيز و محترم اين را قبول کنيد که در جامعه امروزي ما و با اين همه بي بند و باري و بي حجابي سخت و مشکل است جوان و حتي متاهلين ما {البته بعضي از آنها} چشم بپوشند و آن صحنه هايي که موجب انحراف شوند نگاه نکنند!!

 


عزيزان فرد متاهل بايد چشم هايش را در مقابل نامحرم ببندد به خود اجازه ندهد که هر خانمي را ببيند!!

 


اين دستور العمل فقط شامل مرد متاهل نيست زنان متاهل ما هم بايد هر مردي را نبينند چون اين ديدن خود باعث اکثر دوستي ها ميشود!!

 


نفس انسان داراي مرتبه هايي است بس غريب و بس عجيب انسان شناخته نمي شود مگر در خلوت و جلوتش!!

 


زوج جوان ما بايد در حين عمل زناشويي آن چرا که براي ايشان لذت بخش و لذت آفرين باشد خود همسر باشد و بس!

 


زوجين حق ندارند با میل و دوست داشتن ديگري در کنار هم اين عمل را انجام دهند!!

 


اين عمل مقدس و حتي از سنت نبوي است چون از آن کانال پاک و معصوم اين دستور به ما رسيده است ما حق ندارييم ذره ايي خطا و انحراف در اين سنت الهي داشته باشيم!!

 


مرد مي خواهد با همين لذت با همسرش در آويزد همين در آويختن نيت ازدواج نيست!

 


آبي در نظام جسماني زن و مرد هست که آن باعث گشته اين دو به هم نزديک گردند!

 


مرد هرچند که در تلاش است که آن مايع که عصاره نظام عالم هستي است به رحم زن انتقال دهد بايد به فکر اين باشد که آيا تمام اين لذائذ فقط براي اهدا همين نطفه است!!

 


نطفه چون جسماني است بايد از کانال جسماني مرد وارد آن رحم زن شود اما دوستان چون لازمه انتقال آن نطفه بايد از راه جسماني باشد لازمه فيض و دميدن اطوار آن نطفه هم بايد از راه دميدن روح روحاني پدر و مادر باشد!! فافهم اي عزيزجان

 


ميبينيم روايت فرمود : با میل زن ديگري با زنت در نياويز!!

 


چون مرد همچنان که از جسمش مي دمد از روح و خيالش هم در رحم زن ميدمد!!

آنچرا که مني مرد را به رحم زن منتقل مي نمايد لذتي است که خدا در وجود بشر نهاده است بوسيله آن اين دو به هم مي آميزند! اين لذت چون طبيعي است نبايد منشا آن اشکال و صورت غير طبيعي باشد منشا تحريک آن قوه فقط و فقط بايد از جانب همسر شخص باشد نه صورت زنان بي حجاب و صوره قبيحه!!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/10ساعت 7:45  توسط  مجیر  | 

قوه لامسه را یک روز از ما بردارند چه میشود؟!

نکته ۳۱

 

قوه لامسه در تمام بدن جاری و ساری است اگر دست به حرارتی نزدیک گردد زود جسم باخبر می گردد و او را از آن حرارت خبر می دهد چه این حرارت در تمام نقاط بدن باشد فرقی برای جسم ندارد که حرارت از دست به جسم وارد و یا از سر و یا از خفای چشم به بدن وارد شود!

وظیفه لامسه اعلام گرمی و یا سردی است اگر این قوه در بدن نباشد ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد.

هرگاه در مکان سردی باشد چون لازمه سرد بودن محیط ایجاد می کند که جسم را بپوشانیم تا سردی هوا بر جسم تاثیر نگذارد و او را بیمار گرداند.

آن مکان سردی را خوب درک نمی کند و اصلا یاد ندارد چه بپوشد و چه نپوشد و همین طور است در هوای گرم و خشک!

در نتیجه انسانی را که می بینیم که وضعیت ظاهر او یا گرم پوش و یا سرد پوش است این ندای درونی اوست که به او میگوید :

هوا سرد است لباس گرم بپوش و یا گرم است نیازی به کاپشن نداری پیراهن بپوش. ببینیم خدای عالم چه نعمتی را به ما عطا کرده است.الحمدالله

اگر این قوه لامسه را یک روز از ما بردارند چه میشود؟!

چون انسان گرسنه می شود خواه ناخواه به سمت غذا میرود و دوست دارد هرچه

زودتر غذای بخورد و چون غذا را باید پخت تا درست شود لذا لازمه پخت و پز غذا همراه است با

داغی و شعله ای که در زیر آن است که به او میگوییم آتش و چون غذا با این نوع

جنس پخته شده است لذا طبیعت آتش چون گرمی و حرارت است غذا هم

چون با او درست و طبخ شده است داغ و حرارت دارد و هرکس

 این غذا را بخورد زود زبان و دهان او می سوزد لذا آن قوه ای که به ما می فهماند از

 این غذا فعلا نخور داغ است قوه لامسه است خوب بیندیشیم که این قوه چه غوغایی در درون ما میکند!

نه فقط در دهان ما این را به ما می فهماند در درون معده و روده ما هم این قوه سریان دارد!فافهم

این میوه را با پوست نخور خشکه دندان را خراب می کنه!

فلفلی را میخوریم دهان به ما می گوید این تند است نخور اما ما می خوریم و

بعد از دقائقی قوه لامسه که در امعا ء و احشاء ما جریان دارد زود می گوید:

این تند است و برای تو ضرر دارد بفکر دوایش باش آب می خواهم!فافهم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/09ساعت 6:32  توسط  مجیر  | 

انس حیوان با حیوان است و انس انسان با انسان!

نکته ۳۰

 

حیوانات را در کوه و بیابان خوش و خرمند چنانکه انسانها در شهر و ده!

نه آنها را در شهر و ده طاقت است نه انسان را در کوه بیابان!

اگر حیوانی به شهر و ده بیاید انسانها آن حیوان را سریعا میکشند و

اگر انسانی به کوه و یا بیابانی برود که در او حیواناتی باشند انسان هم غذای آنها و او را میکشند!

نه انسان حق دارد به زندگی آنها صدمه وارد کند نه آنها حق دارند به

زندگی انسان صدمه وارد کنند!فافهم

هیچ پلنگی را ندیده اید به خیابان بیاید و در شهر گردش کند

پس نتیجه میگیریم که انسان را با انسان حشر دارد و حیوان با حیوان!

انس حیوان با حیوان است و انس انسان با انسان!

پس خوب بیندیش عزیز من که چنانچه در این دنیا هیچ حیوان درنده ایی

با انسان حشر ندارد و از یکدیگر فرار می کنند در آن دنیا هم

انسانی که با توجه به اعمالی که انجام داده است اگر شبیه به حیوانی گردد 

 هیچ آدم عاقلی با حیوانی در گفتگو و حشر و نشر نمی باشد!

پس هم در این دنیا هم در آخرت هیچ حیوان درنده ایی با مومن

حشر ندارد و این دو از یکدیگر فراریند!

و این که در این دنیا می بینیم یک درذ با یک ربا خوار زندگی خوشی دارند

برای آن است که در باطن چهره یکدیگر را نمی بینند و گرنه آنها هم از هم فرار می کنند!

یوم یفرو المرء من اخیه و امه و ابیه و صاحبته و بنیه !!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/05ساعت 23:22  توسط  مجیر  | 

طبیعت بدن سخنگوست!

نکته 29

 

در آداب زناشویی {5}

 

عزیزان گرچه شما یا متاهل و یا مجرد هستید ولی این را بدانید که ما چون از حقیقتی خدا نام تنزل

کرده ایم و اثر اوییم لذا نسبت به بعضی از امورات طبیعی آگاهی لازم را نداریم.

نمی دانیم چه حلال و چه حرام است نمی دانیم در وقت امورات زناشویی که خود امری

مهم در ساختن انسان است چطور این عمل مقدس را شروع و چطور آن را پایان بریم!

زبان طبیعت خود راهنمای این جسم است هرجا احساس گرسنگی نماید می گوید من گرسنه ام و هرجا تشنه باشد آب طلب می کند و می خواهد!

حال آب را هر جور که بخواهیم می نوشیم شاید در اثر این درست ننوشیدن

شکم درد بگیرد و بعد خوب شود.

اما خواننده عزیز و گرامی طبیعت جسمانی جنس مونث و مذکر

 اگر به مرحله آن  عطش .....برسند خواهان همند و یکدگر را طلب می کنند.

 اما اگر در باب زناشویی یک لحظه غفلت نمایند این غفلت دیگر بمانندآن آب خوردن نیست که شکم درد کند این اشتباه تا آخر عمر نصیب این دو زوج خواهد شد!

چون آنچه مهم است این است که طبیعت نیاز دارد و خواهان جنس مخالف است اما این خواهان نبایدباعث گردد که دیگر آن آداب عروسی را انجام ندهند!فافهم

منتظر ادامه مطالب باشید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/04ساعت 23:16  توسط  مجیر  | 

از احسن الخالقین جز احسن المخلوق چیزی به طبیعت اهدا نمی گردد!

نکته ۲۸

 

درآداب زناشویی{۴}

از احسن الخالقین جز احسن المخلوق چیزی به طبیعت اهدا نمی گردد!

صورت زیبا اندام زیبا جزی از کمال طبیعی هر شخص است اگر تابحال توجه کرده باشید دیده و توجه نموده اید که اکثر نوزادانی که از رحم مادر متولد می گردند یا :

زیبایند٬یا دارای چهره هایی که دوست ندارید به آن توجه کنید٬ این نوزاد دارای چشمی زیبا و صورت زیبا میباشد٬آن یکی صورتش زیبا اما حرکاتش متناسب با جنسیتش نیست!

پسر است اما حرکاتش شبیه به دختران چشمش چشم دختر است موهایش عین موهای دختران اما در حین حرف زدن صدایش عین پسران است!

دور از شان خلاقیت الهی است که مخلوقاتش دارای عیب ظاهری باشند چون آنکه

زیباست زیبا می آفریند!

پس این همه نقائص در نوزادان و نقص های دیگر چیست!؟؟

منتظر جواب و ادامه مطالب باشید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/04ساعت 7:37  توسط  مجیر  | 

ازدواج برای انشاء صورت انسانی است نه اطفاء شهوت حیوانی!

نکته ۲۷

 

در آداب زناشویی{۳}

یکی از علتهایی اساسی نقص در نوزادان رعایت نکردن مسائل زناشویی است.

 آنچه که موجب نقص در صورت و عضوی از اعضای جسمانی نوزاد می گردد

 رعایت نکردن آن حالات نزدیکی است!!

آن چرا که سبب می گردد زوج جوان ما با هم خلوتی داشته باشند میل و کشش جسمانی آنها است این میل چون بر اساس قائده نظام عالم پی ریزی شده است هر موجودی به آن متلبس و خواهان جنس همند.

 وحال آن که چون این میل بشدت در بین جوانان ما است لذا در آن وقت خلوت در شب زفاف اکثر زوجین توجه به آداب زناشویی ندارند!

و یا اگر دارند در آن وقت بخصوص اصلا انگار نه انگار آداب هست و نیست!

آنچرا نفس دوست دارند انجام می دهند!

نمی دانند که همچنان که غذا را باید از راه دهان و دیدن را از راه چشم باید خورد و دید حالات نزدیکی را هم باید مطابق نظام عالم طبیعت انجام دهند!

چرا که نیت از ازدواج انشاء صورت انسانی است نه اطفاء شهوت حیوانی!فافهم

و برای انشاء و ساختن انسان آدابی لازم است چرا که انسان مادر آداب است و از حقیقتی تنزل یافته که آفریننده او قرآن را نگاشته و همان کس که آیات کتاب الهی یعنی قرآن و نظام عالم طبیعت را نگاشته همان کس هم همین انسان را به زیبایی نگاشته!

چه آنکه نتوان در آیات کتابش نقصی دید در صورت این انسان هم نتوان نقصی دید!فافهم

پس بیاییم قبل از ازدواج آدابی را که در کتب اسلامی ما همچون : امالی شیخ صدوق {ره} راخوب بخوانیم تا بدانیم آنچرا که نمیدانیم

چراکه در بین خانواده های ما گفتن این مطالب بسی سخت و مشکل و دارای عیب ظاهری است!

چون خجالت می کشیم بگوییم فرزندم در حین انجام این عمل این کار را انجام بده و این کار را انجام مده!

عزیزان خدا را گواه می گیرم نقصی که متوجه فرزندان ما می شود ریشه در همین حالات نزدیکی والدین است بیاییم برای اینکه فرزندان ما از عیب ظاهری و باطنی بدور باشند این آداب را آنچنان که هست فرا بگیریم . 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/01ساعت 23:44  توسط  مجیر  | 

رحم دنیا و رحم طبیعت!

نکته ۲۶

 

عالم را دو رحم است که انسان در او پرورش می یابد یکی همین رحم مادر که جسم و روح در او ساخته و پرداخته می گردد دومی همین رحم دنیا این نظام عالم هستی!

در رحم مادر ما قادر بر درست کردن نفس و اعمال خویش نیستیم اما در رحم نظام عالم ما علاوه بر درست کردن خود می توانیم خود را هم تربیت نکنیم و گمراه شویم!

تا وقتی که در رحم مادر هستیم اعضا ما شبیه آن مادر می شود که در او پرورش یافته اییم

آنچه او می خورد ما هم می خوریم و آنچه او می نوشد ما هم می نوشیم!

تغذیه ما بستگی به غذای دارد که او میخورد خلق و خوی ما به همان غذایی

 که می خورد شکل می گیرد {از باب پاکی و دارای طهارت بودن آن غذا}

از رحم مادر نوزاد بالقوه  متولد می گردد {نوزادی که تمامی قوه ها در او نهفته تا به کمال برسد}

ولی از رحم دنیا آدم بالفعل متولد می گردد{ آدمی که خود را از امکانات توانستن کمال یافته و قوه های موجود در خود را عملی کرده یا خوب شده یا منحرف}

نوزاد وقتی به عالم دنیا پا می گذارد گریه و زاری می کند!

و وقتی از رحم طبیعت هم خارج می گردد باز هم گریه میکند!

تا وقتی که نوزاد در رحم مادر است انسان است و انسان بدنیا می آید

اما وقتی که انسان به رحم طبیعت وارد شد بعضی با همان انسانیت از این رحم

به برزخ منتقل و برخی با اشکالی همچون: گرگ٬ سگ٬ میمون٬ خرگوش و

دیگر اشکال از این رحم طبیعت خارج می گردند!

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/01ساعت 7:22  توسط  مجیر  |